الفيض الكاشاني

45

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

او كشف شده در دل خود به هنگام كشف چنان شادى و فرحى احساس مىكند كه نزديك است به پرواز درآيد و از اين كه بر جاى خود ثابت مىماند و فشار نيروى سرور و شادى را تحمّل مىكند ، از خود در شگفت مىشود . اين از جملهء چيزهايى است كه جز به ذوق درك نمىشود و فايدهء گفتن آن اندك است . اين اندازه كه گفته شد تو را متوجّه مىكند كه معرفت خداوند ، لذيذترين چيزهاست و هيچ لذّتى برتر از آن نيست ، از اين رو ابو سليمان گفته است : هر كس امروز به خود مشغول باشد ، فردا نيز به خود مشغول خواهد بود و آن كه امروز به پروردگارش مشغول باشد ، فردا نيز به او مشغول خواهد بود . به رابعه گفته شد : حقيقت ايمان تو چيست ؟ گفت : من او را از بيم آتش و به اميد بهشت عبادت نكرده‌ام تا همچون مزدور بدى باشم ، بلكه به سبب محبّت و شوق به وى او را پرستيده‌ام و اشعار زير را در معناى محبّت گفت : احبّك حبيّن حبّ الهوى * و حبّا لأنّك أهل لذاكا « 1 » فامّا الّذي هو حبّ الهوى * فشغلى بذكرك عمّن سواكا « 2 » و امّا الّذي انت أهل له * فكشفك لي الحجب حتّى أراكا « 3 » فلا الحمد في ذا و لا ذاك لي * و لكن لك الحمد في ذا و ذاكا « 4 » شايد مقصودش از دوستى عاشقانه آن است كه خداوند را به سبب احسان و انعام او كه وى را از نعمتهاى عاجل اين دنيا بهره‌مند ساخته است ، دوست مىدارد و مرادش از محبّتى كه خداوند شايستهء آن است ، اين كه او را به سبب جمال و جلال او كه بر وى مكشوف شده است دوست مىدارد ، و اين دوستى عاليترين و قويترين اين دو نوع است . مطالعهء جمال ربوبى همان است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از قول پروردگارش نقل كرده و فرموده است : « براى بندگان شايسته خود چيزى آماده كرده‌ام كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به دل هيچ بشرى خطور نكرده است » « 5 » . گاهى برخى از اين لذّتها براى كسى كه صفاى دلش به اوج خود رسيده است ، نيز حاصل مىشود . از اين رو يكى از آنان گفته است : من يا ربّ و يا اللّه مىگويم و آن را بر دل خويش از كوهها سنگين‌تر مىيابم ، زيرا ندا كردن از پشت حجاب

--> ( 1 ) تو را دو نوع دوست مىدارم - دوستى عاشقانه و دوستى براى آن كه شايسته آنى . ( 2 ) امّا آنچه دوستى عاشقانه است - مشغولى من به ذكر تو و انصراف من از غير تو است . ( 3 ) امّا آنچه به آن سزاوارى - آن كه پرده‌ها را برايم برداشتى تا تو را ببينم . ( 4 ) ستايش در آن و اين براى من نيست - ليكن ستايش براى تو است هم در اين و هم در آن . ( 5 ) صحيح بخارى ج 4 ، ص 193 ، از حديث ابى هريره و پيش از اين ذكر شده است .